تماس رونالدو با رئال / دلیل خوشبینی برای هواداران

[ad_1]


ایران ورزشی آنلاین / هواداران رئال مادرید نفس راحتی کشیدند بعد از اینکه روزنامه مارکا خبر داد پنج‌شنبه شب نخستین تماس با کریستیانو رونالدو بعد از انتشار شایعه جدایی‌اش گرفته شده. کاپیتان تیم ملی پرتغال بعد از آنکه به تخلف مالیاتی متهم شد و 9 مرداد را به‌عنوان زمان دادگاهش مشخص کردند، اعلام کرد می‌خواهد با خوبی از اسپانیا برود و این، سفیدها و هوادارانشان را نگران کرد.


اما رونالدو بعد از باخت تیم کشورش در نیمه‌نهایی جام کنفدراسیون‌ها به شیلی به مادرید آمد تا فرزندان دوقلوی تازه متولدشده خود را ببیند. او تماس کوتاهی با مقامات باشگاه داشت و نتیجه این تماس موج خوشبینی بود که در اطراف سانتیاگو برنابئو به وجود آمد.


باشگاه بعد از آنکه این بازیکن 32 ساله خواستار جدایی شد تماسی با او نداشت و قرار است نشست رسمی فلورنتینو پرس با او دوشنبه یا سه‌شنبه آینده برگزار شود. حالا رئال امیدوار است رونالدو باز هم رابطه خوبی با باشگاه داشته باشد و به او اطمینان داده که تمام تلاششان را برای تبرئه‌اش از اتهام مالیاتی انجام دهند.


در این دو هفته‌ای که از نخستین تقاضای رونالدو برای جدایی می‌گذرد هیچ تیمی برای جذب او تلاش نکرده در حالی که گفته می‌شد پاری‌سن‌ژرمن در صدر فهرست تیم‌های خواهان او باشد. البته در مادرید انتظار می‌رفت که ملاقات شخصی میان رییس باشگاه پاریسی، ناصر الخلیفه و پرس برگزار شود که هنوز چنین اتفاقی نیفتاده.


رئال مادرید فعلا تمام فعالیت‌های خود در فصل نقل و انتقالات را متوقف کرده و شرایط را منوط کرده به اینکه چه آینده‌ای در انتظار شماره هفت معروفشان است.


 

[ad_2]

لینک منبع

پازل زیدان کامل شد/ رئال دو تیم کامل دارد

[ad_1]


ایران ورزشی آنلاین / یک چیز درباره رئال مادرید زین‌الدین زیدان در فصل 2018-2017 واضح است و آن اینکه این تیم کاملا روی فرم برای رسیدن به هر شش جام ممکن می‌جنگد. درست است که هیچ تضمینی وجود ندارد اما مربی فرانسوی تمام حفره‌هایی که حتی قبل از فینال کاردیف در تیمش مشهود بود را نشانه گرفته و به دنبال پر کردن آن است.


فصل قبل، مارسلو و کاسمیرو جانشین تخصصی نداشتند اما آمدن تئو هرناندس و مارکوس یورنته دست زیدان را در هر پستی باز گذاشته. در مورد دفاع چپ، غیبت تقریبا همیشگی فابیو کوئنترائو(297 دقیقه در شش بازی) به این معنا بود که زیزو باید به بازیکنانی رو می‌آورد که تخصصشان بازی در این پست نبود. دانیلو و ناچو که به ترتیب دفاع راست و میانی هستند در زمان لزوم استراحت برای مارسلو یا مصدومیت عضلانی جای او را می‌گرفتند. با آمدن تئو این مشکل به صورت کامل حل می‌شود. یکی از پدیده‌های فصل قبل در آلاوس که خریدنش از تیم همشهری اتلتیکو 26 میلیون یورو هزینه داشت. او 38 بازی کرد یا 3200 دقیقه و کارش را با یک گل زیبا در فینال جام حذفی پایان داد. هر وقت که مارسلو در دسترس نباشد، او نقش مهمی را بازی می‌کند.


درباره مارکوس یورنته هم همینطور. او رشدیافته آکادمی رئال است و پیش از این زیر نظر زیزو بازی کرده و همراه با تئو در آلاوس بازیکن فوق‌العاده‌ای شده. او در فصل پیش رو با کاسمیرو رقابت می‌کند. این برزیلی در فصل قبل حیاتی بود و هر وقت نمی‌توانست بازی کند مشکلات زیادی برای رئال به وجود می‌آمد و تونی کروس کار سختی در پر کردن جای او داشت. حالا که یورنته آمده، این مشکل هم برای زیدان رفع شده.


زیدان در مهم‌ترین بخش فصل قبل ثابت کرد می‌تواند هر وقت لازم باشد دو تیم درست کند. از یک طرف در بازی‌های حساس لالیگا و لیگ قهرمانان، کریستیانو رونالدو، لوکا مودریچ، کروس و کریم بنزما در ترکیب اصلی قرار می‌گرفتند و در بازی‌های دیگر تیم ب با امثال مارکو آسنسیو، آلوارو موراتا، خامس رودریگس و لوکاس واسکس، مربی فرانسوی را به اهدافش می‌رساندند. 

[ad_2]

لینک منبع

مالدینی: مسابقه رسمی تنیس تجربه خوبی بود، اما تکرار نمی‌کنم

[ad_1]


ایران ورزشی آنلاین / پائولو مالدینی دارنده پنج قهرمانی اروپا رویای تنیس را در سر می‌پروراند اما نخستین تجربه اسطوره میلان در ورزش جدید با باخت 2 بر صفر در دوبل به پایان رسید. این 49 ساله ایتالیایی که معروف‌ترین ورزشکار مسابقات تنیس میلان بود و آرزوی تنیسی‌اش بازی برابر روژه فدرر است، همراه با استفانو لاندونیو، مربی‌اش در تنیس به دیوید پل و توماژ بدنارک که متخصص دوبل هستند، باختند. باختی که منطقی بود با توجه به رنکینگ دو طرف مسابقه.


پل هلندی در رده 208 جهان است و بدنارک در سال 2014 به رده 44 جهان رسیده و تا یک‌چهارم‌نهایی اوپن فرانسه پیش رفته اما بالاترین رتبه لاندونیو در سال 1996 بوده که در رده 975 جهان قرار داشته. مالدینی و لاندونیو به خاطر پیروزی در یک تورنمنت آماتور اجازه حضور در این مسابقات را به دست آوردند که تحت عنوان چلنجر برگزار می‌شود و یک سطح پایین‌تر از تورهای ATP است که امثال فدرر در آن بازی می‌کنند. مسیر سختی پیش روی مالدینی و یارش است. او چند فورهند خوب زد اما در بکهند ضعیف بود و در سرویس با استاندارد فاصله زیادی داشت. مالدینی گفت: «تجربه خیلی خوبی بود و واقعا لذت بردم اما تکرارش نمی‌کنم.»


او یک اسطوره واقعی در فوتبال ایتالیا است که 26 جام با میلان برده از جمله پنج قهرمانی در اروپا. مالدینی در سری A، 647 بازی برای میلان انجام داد و 126 بار پیراهن تیم ایتالیا را به تن کرد و در فینال جام جهانی 1994 و یورو 2000 بازی کرد. او در حال حاضر مدیر فنی تیم اف سی میامی است که در دسته دوم لیگ آمریکا حضور دارد. 

[ad_2]

لینک منبع

علی کریمی، آغاز یک قصه تازه / ستاره روی نیمکت نفت تهران

[ad_1]


ایران ورزشی آنلاین / علی کریمی چندی پیش به پیشنهاد باشگاه نفت تهران پاسخ منفی داده بود. بحران‌های مدیریتی و اقتصادی باشگاه نفت علی کریمی را دلسرد کرد. آیا شرایط در باشگاه نفت تغییر پیدا کرده که کریمی پیشنهاد نفت تهران را برای سرمربیگری در فصل تازه پذیرفته است؟


علی کریمی در اولین تجربه مربیگری به نیمکت یک تیم لیگ برتری رسیده است‌. او فقط مدتی کوتاه دستیار کارلوس کی‌روش در تیم ملی ایران بود. نفت تهران آغاز یک قصه تازه برلی اوست.

[ad_2]

لینک منبع

وزنه‌برداری، قدم زدن در مسیر اشتباه

[ad_1]


ایران ورزشی آنلاین /محسن وظیفه / در نهایت سجاد انوشیروانی از سرمربیگری تیم ملی کناره‌گیری کرد. مربی با اخلاقی که البته در کار خود با ضعف‌هایی مواجه بود اما حداقل نشان داد که یک خصوصیت بسیار خوب دارد و آن هم کوتاه نیامدن در مقابل ورزشکار سالاری است.  سجاد انوشیروانی نسبت به تصمیمی که شورای عالی فنی در مورد کیانوش رستمی گرفته بود، اعتراض داشت. نه تنها به تصمیمی که باعث می‌شد کیانوش به تنهایی تمرین کند، بلکه حتی به دعوت از کیانوش رستمی به نشست شورای فنی هم اعتراض داشت به همین دلیل هم در نشست شورای فنی حاضر نشد و شروع اردوی تیم ملی را به تاخیر انداخت.


حالا بعد از گذشت چند روزی از تصمیم شورای فنی وزنه‌برداری سجاد انوشیروانی از سمت خود کناره‌گیری می‌کند. تصمیمی که نشان می‌دهد او با همه نقاط ضعفش حاضر نیست به هر قیمتی بماند. اما در این بخش سجاد تنها نیست. حتی دستیاران و دوستان خود او هم دیگر حاضر نیستند که با فدراسیون همکاری کنند.

اولین نفر نواب نصیر شلال است که گفته می‌شد قرار است به جای سجاد انتخاب شود اما خیلی زود کنار رفت. از اردوی تیم ملی هم خبر می‌رسد که برخی از وزنه‌برداران به دلیل نگاه یک سویه فدراسیون به کیانوش قصد کناره‌گیری از اردوی تیم ملی را دارند. البته موج کناره‌گیری‌ها به اینجا هم ختم نمی‌شود و برخی از پیشکسوتان هم تصمیم دارند که نسبت به این موضوع اعتراض کنند.

فدراسیون وزنه‌برداری روز‌های پر حاشیه‌ای را سپری می‌کند. بعد از ناکامی بزرگ در انتخابات فدراسیون جهانی، حالا موج کناره‌گیری‌ها در فدراسیون به راه افتاده است و معلوم نیست با این وضعیت چه بر سر این فدراسیون خواهد آمد. فدراسیونی که سه سال پیش با امید و آرزوهای فراوانی دوره جدید خود را آغاز کرد تا بلکه بتواند فدراسیون به هم ریخته حسین رضازاده را که با بیشتر قهرمانان تیم ملی دچار درگیری شده بود و با بحث ورزشکار سالاری مواجه بود، سر و سامان دهد اما امروز بعد از گذشت سه سال با نوع مدیریت مسوولان فعلی فدراسیون با یک سوال اساسی مطرح است که آیا فدراسیون علی مرادی توانسته دغدغه‌ها و نگرانی‌هایی که در دوره مدیریت رضازاده وجود داشت را برطرف کند یا اینکه الان این دغدغه‌ها بیشتر هم شده است؟

بعد از شکست دیپلماسی و ناکامی بزرگ در کسب کرسی‌های بین‌المللی، حالا فدراسیون وزنه‌برداری مقابل پدیده ورزشکار سالاری هم شکستی بزرگ را پذیرفته تا ناکامی‌های این فدراسیون تکمیل شود. فدراسیونی که همین چند ماه پیش عنوان می‌کرد دیگر دوران تنها تمرین کردن ورزشکاران به اتمام رسیده است، معلوم نشد چرا به یکباره تغییر رویه داد؟ فدراسیونی که برای منضبط کردن قهرمانش بخشنامه نوشت اما خودش به آن پایبند نماند.

 فدراسیونی که اعلام کرد همه باید به قوانین فدراسیون احترام بگذارند و دیگر اجازه تمرین کردن به تنهایی را به کسی نخواهد داد اما خودش این قوانین را زیر پا گذاشت تا حالا به خاطر تنها ورزشکاری که همه این قوانین را زیر پا گذاشته، مجبور شود سرمربی خود را تغییر بدهد. این فدراسیون نه تنها مجبور شده سرمربی خود را تغییر بدهد بلکه مجبور است  شعارها و برنامه‌های آرمانی خود را هم تغییر بدهد.

علی مرادی رییس فدراسیون وزنه‌برداری اعلام کرده که استعفای سجاد انوشیروانی باید در شورای فنی تصویب شود اما باید از او پرسید کدام شورا؟ شورایی که وقتی تصاویر تشکیل شدن جلسه آن منتشر می‌شود بیش از 10 الی 11 نفر در آن حضور دارند اما زمان رای گیری فقط رای هفت نفر ثبت می‌شود؟ شورایی که اختیار حرف زدن و مخالفت کردن ندارد به چه دردی می‌خورد؟ مگر محمد نصیری، علی پاکیزه جم و محمد ذهتاب با بازگشت کیانوش رستمی مخالفت نکردند، پس چرا فدراسیون رای این افراد را وتو کرد؟ مگر قرار نبود که در فدراسیون علی مرادی احترام به پیشکسوت در راس امور باشد، آیا به حساب نیاوردن رای ذهتاب که اتفاقا رییس شورای عالی فنی هم است بی احترامی به پیشکسوت نیست؟ آیا به سادگی گذشتن از کنار نام محمد نصیری که اعلام کرده بود حضور کیانوش در اردوی تیم ملی با یک مربی دیگر خلاف رفتارهای حرفه‌ای است، بی احترامی به پیشکسوتان نیست؟ پس چرا نظرات او که اسطوره ورزش وزنه‌برداری است برای فدراسیون مورد توجه قرار نگرفت؟ باید از علی مرادی پرسید که مگر حسین رضازاده قبل از او در فدراسیون وزنه‌برداری چه می‌کرد؟ مگر غیر از این است که بزرگترین انتقادات به حسین رضازاده همین بی احترامی به پیشکسوتان و البته ترویج ورزشکار سالاری بود؟ یک سوال اساسی دیگر در این بخش می‌ماند و آن ابهام‌هایی است که در مورد حق رای داشتن برخی از افراد است. نمی‌توان هرگز این تصور را داشت که مثلا فردی مانند علی پاکیزه جم عضو شورای فنی باشد اما حق رای نداشته باشد اما افراد دیگری حق رای داشته باشند.

قبل از این هم به رییس فدراسیون وزنه‌برداری هشدار داده بودیم که از مشاوران فعلی خود فاصله بگیرد؛ از افرادی که با پیشنهادات و راهنمایی‌های خود رییس با سابقه فدراسیون وزنه‌برداری را به بیراهه بردند، فاصله بگیرد اما ظاهرا به این موارد توجه نشد.

 دقیقا بعد از شکست در انتخابات فدراسیون جهانی وزنه‌برداری بود که خواهان تغییر رویه فدراسیون شدیم اما ظاهرا رییس فدراسیون یک بار دیگر در دام این افراد افتاده است؛ افرادی که دیدند تیرشان در کسب کرسی فدراسیون جهانی به سنگ خورده و باید به دنبال کم کردن حواشی باشند. باید به دنبال راهی باشند که همه فراموش کنند در انتخابات فدراسیون جهانی چه اشتباه بزرگی رخ داده است.

ظاهرا این افراد در کار خود هم موفق شده‌اند چرا که رییس فدراسیون وزنه‌برداری دیگر درباره انتخابات فدراسیون جهانی مورد سوال نیست اما آیا واقعا فدراسیون وزنه‌برداری با این تصمیمات اخیر روی خوش خواهد دید؟

کنار بودن رستمی به زعم آنها حاشیه داشت به همین دلیل رییس فدراسیون را برای بازگرداندن کیانوش ترغیب کردند دریغ از اینکه با این کار فدراسیون تیر خلاص را خودش به خودش می‌زند. فدراسیون با این کار دیگر نمی‌تواند ژست مبارزه با ورزشکار سالاری را به خود بگیرد.

[ad_2]

لینک منبع

تقابل دو نفره بر سر ریاست ژیمناستیک

[ad_1]


ایران ورزشی آنلاین / وصال روحانی / پس از ماه‌‌ها و ماه‌ها تاخیرهای ضروری و غیرضروری، سرانجام پیش از ظهر روز دوشنبه 19 تیر انتخابات به شدت معوق مانده ریاست فدراسیون ژیمناستیک برگزار می‌شود. در این روز در مجمع 45 نفره فدراسیون ژیمناستیک بر اساس آرای اعضا مشخص می‌شود که رییس چهار سال آینده این نهاد کیست. برای این مهم محمدشروین اسبقیان و حبیب نوظهوری بیشترین شانس را دارند. البته کاندیداها چهار نفرند و رضا محمد کاظمی و زهرا اینچه درگاهی هم ثبت نام کرده و نامزد شده‌اند اما اقبال این دو نفر به وضوح کمتر است و حتی شرایط آنها به شکل و حدی نمی‌رسد که آرا را به شکل محسوسی به سود دو کاندیدای اصلی بشکنند اما اگر قبل از شروع انتخابات انصراف بدهند، دوئل اسبقیان با نوظهوری مستقیم‌تر، جالب‌تر و تماشایی‌تر می‌شود.


شرط «مدیریتی»

البته کم شدن محسوس و تاسف برانگیز تعداد کاندیداها بر اثر قواعد محدودکننده‌ای که بعدا توسط سران ورزش گذاشته شد، سبب گشت از جمع ثبت‌‌نام کنندگان اولیه در اواخر تابستان سال پیش 12 نفر کنار بروند و همین چهار نفری باقی بمانند که اسم‌شان را می‌آوریم.

مهم‌ترین عامل بازدارنده، برای شرکت گسترده‌تر داوطلبان در انتخابات این فدراسیون «شرط مدیریتی» است که گذاشته شد، به این معنا که نامزدهای ریاست باید در عمر ورزشی خود حتما به یک میزان مشخص سوابق مدیریتی داشته و در جاهایی با اندازه‌های استاندارد ریاست و مدیریت کرده باشند.

این چنین بود که از لیست پر و پیمان اولیه ریاست فدراسیون تعداد زیادی ریخته شد و شرایطی پدید آمد که به چشم می‌بینیم. پیش‌تر آنها توانسته بودند شروطی مانند داشتن فوق‌لیسانس و مدارک تحصیلی را برآورده کنند اما سابقه مدیریتی مورد نظر وزارتخانه چیزی نیست که هر کسی به آن از قبل دسترسی داشته باشد.

«قدیم» مقابل «جدید»

تفاوت‌ها بین اسبقیان و نوظهوری نمی‌تواند بیش از آنی که الان هست باشد، اولی که بچه اردبیل و 54 ساله و سرپرست 11 ماه اخیر فدراسیون است، سرشار از سوابق مدیریتی در سازمان‌‌‌‌ تربیت بدنی سابق و وزارت ورزش فعلی و همچنین حوزه‌های خدمتی استانی است.

نوظهوری 37 ساله نیز شرط مدیریتی‌اش را با کارهایی که در استان محل تولد و زیستش – آذربایجان شرقی – انجام داده، فراهم آورده است. او مدیریت یکسری مجموعه ورزشی را که با نام خودش در سطح این استان به راه انداخته از شش، هفت سال پیش به این سو عهده‌دار بوده و آنجا بسیار محبوب و پرطرفدار است.

اسبقیان نیز جایگاه خوبی در استانش دارد و آدم معقول و پخته‌ای است اما نوظهوری را باید نماینده نسل جدیدتر ژیمناستیک مقابل نسل قدیم‌تر مدیریت ورزشی تلقی کرد. نسلی که اسبقیان از نمادهای بارز آن است.

«آچار فرانسه»

این اولین پست سرپرستی نیست که اسبقیان در فدراسیون‌های ورزشی ما حائز آن می‌شود و او در تمامی سال‌های اخیر با گسیل به اینجا و آنجای ورزش گوشه‌های رها مانده این کار و آن کار را گرفته و به ورزش خدمت کرده است و حتی «آچار فرانسه» ورزش و نهادهای آن بوده و تا بازنشستگی کمترین فاصله را دارد. او خودش بسیار دوست داشت بعد از سرپرستی در فدراسیون ژیمناستیک در شروع پروسه ثبت‌نام برای ریاست قطعی آن نیز وارد عرصه و برای این پست رسما کاندیدا شود اما تا زمانی که نصرا… سجادی معاون وزارت ورزش بود این امر برایش میسر نشد و گره کار او زمانی باز شد که سجادی رفت و داورزنی جای او را گرفت.

سرپرست یعنی رییس!

در سازمان ورزش سابق و وزارت ورزش فعلی این یک رسم متداول بوده که سرپرست منتخب برای اداره یک فدراسیون، به لطف مزایای این پست و فعالیت ناپیدای انتخاباتی‌اش در ایام پیش از انتخابات، آرای لازم برای تبدیل کردن سرپرستی‌اش به یک ریاست قطعی را به دست بیاورد و در بیش از 90 درصد اوقات همان سرپرست فدراسیون که مجری انتخابات ریاست بوده، بعدا حائز این سمت هم شده است. بر این اساس و البته بر مبنای نوع نگاه‌مان به بافت و ترکیب و طرز فکر 45 عضو مجمع فدراسیون همین حالا هم اسبقیان آرای لازم را برای انتخابات 19 تیر ماه در مشتش دارد.

آنچه نوظهوری را ناامید نکرده تا همین حالا انصراف بدهد و برود، همان استثناهای مشاهده شده در انتخابات برخی فدراسیون‌ها و رای آوردن شانس‌دارهای به اصطلاح درجه دوم و سوم و رییس شدن آنها در این نهادها است که ظرف دو سه سال اخیر چند بار حادث شده است.

اینها هستند رای دهندگان «مجمع»

ارتباط‌ها و لابی‌های دو کاندیدای اصلی و بهتر بگوییم تلاش‌شان برای کسب و اندوختن آرای لازم در ماه‌های اخیر به شکل نرم و پنهان و گاهی هم به نحوی آشکار برقرار بوده است.

31 رای هیات‌های ژیمناستیک استان‌ها، آرای 7 نماینده وزارتخانه ورزش و همچنین آرای تک دانه‌ای رییس مجمع، رییس فدراسیون، کمیته المپیک، ارتش، آموزش عالی، کارگران و آموزش و پرورش فاکتورهایی هستند که مشخص می‌کند ظهر روز 19 تیر کدام یک از دو کاندیدای اصلی بر اریکه ریاست تکیه می‌زنند.

در میان این 45 عضو به اعتقاد کارشناسان 7 رای وزارتخانه‌ای از بیشترین اهمیت برخوردار است. در حالی که می‌شد برای زیرمجموعه‌های (یا شاخه‌های مختلف و بسط یابنده) ژیمناستیک در انتخابات پیش‌رو سهمیه‌های بیشتری را در نظر گرفت و برای هر یک از قسمت‌های ایروبیک، آکروبات (اکروژیم)، «ژیمناستیک فورآل» و حتی «ریتمیک» یک رای مجزا و نماینده‌ای را قایل شد، همه آنها را زیر لوا و عنوان «ژیمناستیک هنری» قرار داده و یک رای برای آن قایل شده‌اند و این شاید به سود اسبقیان باشد که آرای «شاید میل کننده به سوی نوظهوری» را در عرصه حاضر نبیند و چون روسای هیات‌های ورزشی استان‌ها طبق یک رسم دیرین و کهن عادت دارند که سرپرست فدراسیون را همان رییس فدراسیون بعدی بینگارند و سری را که درد نمی‌کند دستمال نبندند و با رای دادن به سرپرست او را در این محظور اخلاقی قرار بدهند که پس از رییس شدن دست به ترکیب آنها نزند، از الان می‌توان کم و بیش حدس زد که بیشترین و مهمترین قسمت آرای 19 تیر ماه به حساب کدام یک از دو نامزد اصلی میل خوهد کرد. فراموش نکنیم که نماینده ورزشکاران که در مجمع 7 رای وزارتخانه‌ای قرار دارد نیز فردی نیست که به اسبقیان گرایش نداشته باشد.

پاهای سست

اگر مساله فوق باز یک گمانه‌زنی صرف جلوه کند، این نکته مشخص و قطعی است که از میان 4 فرد باقی مانده از فهرست کاندیداهای 16 گانه اولیه ریاست ژیمناستیک فقط یک نفر است که از اصل و ریشه و از روز نخست عضو خانواده ژیمناستیک نبوده و او اسبقیان است و هر سه نامزد دیگر به این خانواده تعلق داشته و پیش‌تر هم به درجات قابل توجهی از این ورزش رسیده بودند.

معمولا رسم است که اگر پس از تایید و احراز صلاحیت شدن توسط مقام‌های ذیربط باز هم مشکلی فنی و چیزی از این قبیل در کار کاندیداها رویت شد، حداکثر تا 10 روز مانده به انتخابات موضوع به وی ابلاغ و او حذف شود اما صرفنظر از اینکه این مساله این بار هم روی بدهد یا خیر، باید متذکر شد که اگر پای صحبت اعضای شاخص جامعه ژیمناستیک بنشینید، متوجه می‌شوید که در بین خودشان بحث و جدل‌های مضر متعددی برقرار بوده و همین مساله پای همگی‌شان را سست و جامعه این ورزش را لرزان کرده و ورود برخی مدیران غیرژیمناستیکی به بالاترین هرم‌های این ورزش در سال‌های دور و نزدیک محصول همین روش نامیمون و زدن این یکی علیه آن یکی و برعکس است.

هر موقع که بحث انتخاب نمایندگان کمیته‌های مختلف برای شرکت در مجمع فدراسیون مطرح شده، گاه به نحوی از آنها و به شکلی تکراری و متفاوت برخی داوران، مربیان و ورزشکاران قدری اصلح‌تر نادیده گرفته شده و افرادی به نمایندگی از این صنف‌ها به سمت جلو در روند رای‌گیری فدراسیون سوق داده شده‌اند که حتما منادی و تامین‌کننده آرای یک کاندیدای خاص باشند.

اینجا خبری از شگفتی نیست

بله، قصه همان قصه همیشگی است اما حاکمیت داشتن همان انگاره‌های قدیمی – البته با آرایه‌های جدید- نیز از جذابیت دوئل اسبقیان با نوظهوری و به روایتی «تجربه» با «نوگرایی» کم نمی‌کند.

این در حالی است که می‌گویند در سال آخر ریاست جعفر درویش‌زاده در فدراسیون ژیمناستیک (او به سبب بازنشسته بودن از چرخه انتخابات فعلی کنار گذاشته شد) وی در دیداری با نصرا… سجادی معاون وقت وزیر ورزش به وی گفته است نوظهوری را آینده‌ساز این ورزش و جانشین خوبی برای خود می‌داند. کسی نمی‌داند به محمدرضا داورزنی جانشین کنونی سجادی نیز چنین نشانی‌ها و اطلاعاتی داده شده است یا خیر اما او به عنوان رییس مجمع فدراسیون ژیمناستیک در روز 19 تیر بر انتخاباتی نظارت و مدیریت خواهد کرد که امکان ندارد مثل مورد مجید کیهانی در فدراسیون دو و میدانی یک برنامه کاملا خارج از چرخه و بسیار غیرمنتظره داشته باشد. این یک بازی کاملا «رو» و فرجام آن هم تا حد زیادی مشخص است و وزارت ورزش نیز تا حد زیادی به این قضیه آگاه و معترف است.

 


 

[ad_2]

لینک منبع